حکیم ابوالقاسم فردوسی


حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی (حدود ۳۲۹ تا حدود ۴۱۰ هجری قمری)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی

است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده‌است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند.

---------------------------------------------------------------------------


(۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی)

/ 8 نظر / 18 بازدید
فرید

چون عهده نمی شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل سودا را می نوش به نور باده ای ماه که ماه بسیار بیاید و نیابد ما را باید دانست که حکیم خیام از مقاصد علمی و دینی و پندی و معارفی،‌ غالبا تعبیر به می می نماید. دلخوشی انسان آن است که در تحصیل کمال انسانی بکوشد،‌ با عجله،‌چنان که گویا فردا از این جهان می رود و کارش ناکرده و ناتمام می ماند و در کار دنیا پر حوصله و اهمال کار باشد چنانکه گویا هماره در دنیا خواهد بود و هر وقت بکند دیر نمی شود و هیچ هم نکند ضرر اساسی ندارد زیرا چندان ضرور نیست... «نور باده» نور حقیقی است که قوای فکری را براق و تیز رو می نماید که در پیدا کردن خبایای استعداد فطری،‌ چابک و بینا و کامیاب گردند و خطاب به نفس ناطقه بردن (اشاره به ماه اول در مصرع سوم است که منظور نظر حکيم از آن نفس می باشد)

فرید

چون عهده نمی شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل سودا را می نوش به نور باده ای ماه که ماه بسیار بیاید و نیابد ما را باید دانست که حکیم خیام از مقاصد علمی و دینی و پندی و معارفی،‌ غالبا تعبیر به می می نماید. دلخوشی انسان آن است که در تحصیل کمال انسانی بکوشد،‌ با عجله،‌چنان که گویا فردا از این جهان می رود و کارش ناکرده و ناتمام می ماند و در کار دنیا پر حوصله و اهمال کار باشد چنانکه گویا هماره در دنیا خواهد بود و هر وقت بکند دیر نمی شود و هیچ هم نکند ضرر اساسی ندارد زیرا چندان ضرور نیست... «نور باده» نور حقیقی است که قوای فکری را براق و تیز رو می نماید که در پیدا کردن خبایای استعداد فطری،‌ چابک و بینا و کامیاب گردند و خطاب به نفس ناطقه بردن (اشاره به ماه اول در مصرع سوم است که منظور نظر حکيم از آن نفس می باشد) اشاره به آنکه نفس از خود جز استعداد تام هيچ ندارد و کسب نور بايد از عقل کند که نور ذاتی دارد و مراد باده همان عقل است که پرده خرافات و خودبينی ها را میدرد و نوشيدن می،‌ فرمانبرداری عقل است در این سراچه طبیعت که چون کاسه سرنگون است (شاید اشاره به کاسه سر نیز باشد) و اگر این ک

فرید

هر چند که از گناه بدبختم و زشت نومید نیم چون بت پرستان ز کنشت اما سحری که میرم از مخموری می خواهم و معشوق چه دوزخ چه بهشت

برگیر ز خود حساب اگر با خبری کاول تو چه آوردی و آخر چه بری گوئی نخورم باده که می باید مرد می باید مرد خوری یا نخوری مردن را نباید دلیل بر بی نتیجه گی زندگی بشر دانست و بیکار ماند و مایوس از فوائد کار بود . . بلکه باید مردن را دلیل گرفت بر غریب بودن بشر در این عالم ، و بودنش از جنس عالم دیگر که ملکوت نامندو همین ایمان به معاد و نبوت است و چون غریب است پس برای کاری آمده ، باید آن کار را با عجله انجام دهد . و روح دیانت همین است که آدمی بداند برای چه کار به دنیا آمده و آنرا به خوبی به جا آرد ، و علم و عمل که انبیاء فرموده اند همین دانستن و کردن است و لفظ حساب در این شعر اشاره به همین ، ومی عمل صالح استو در قرآن هر چه لفظ ایمان و عمل صالح است به همین معنی است . . .

فريد

تمامی اين متن ها از شرح رباعيات خيام نوشته کيوان قزوينی می باشد

شهريور

فردوسی راد مرد بزرگ ايران افتخار همه ما رزوت بر همه ايران دوستان مبارک. نميرم از اين پس که من زنده ام که تخم سخن را پراکنده ام

ديداد

خرد و دانش فردوسی و گفته های او درسيست با ارزش برای بشرييت و گفتهای کلام زیبای او ياد آوريست برای آگاهی زندگی سالمتر و ديد بهتر. سالروزش و یادش بر تمام وطن پرستان جاويدان باد.

فروردين

به نام خداوند جان وخرد کزين برتر انديشه بر نگزرد زيباترين کلام برای آغاز بعد ازقرنها سروده فردوسی ودو اصل کم گو ئی وگزيده گوئی در اشعارش مشاهده می شود درود برفردوسی زخاکيم بايد شدن سوی خاک همه جای ترس است وتيماروباک جهان سربه سر حکمت وعبرت است چرا بهره ما همه غفلت است فردوسی