نیما یوشیج



خشک آمد کشتگاه من

در کنار کشت همسایه

گر چه می گویند: « می گریند بر ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران.»

قاصد روزان ابری، داروک! کی می رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد

چون دل یاران که در هجران یاران

قاصد روزان ابری، داروک! کی می رسد باران؟


« نیما یوشیج »

 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
jalil shoa

سلام خانم قائینی عزیز ممنون از شعر خاطه انگیزتون متشکر فکر می کنم اگه ننویسم می میرم خانم قائینی لطفا هر نظری هم در مورد گروه داریم بگین تا ازش استفاده کنیم بعلاوه یکی از مطالب تون هم به جی میلم بفرستید تا در موردش بحث بشه ممنونم[گل]

**!!!..ف...!!!**

سلام نه این کامنت کلی ارسال شده بود خیلی ممنون که پروفایلتون رو تکمیل کرده بودید ببخشید اگه سوء تفاهمی شد

ناهید

کی می رسد باران ؟ دیشب که باد می آمد . آسمون تهران آبی شده و هوا یه بوی دیگه ای میده ... بوی کودکی ها ...ولی باران !

morteza

وبلاگ بهشت صالحین السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

گروه ادبی پرشین بلاگ

هنرمند گرامی سلام گروه ادبی پرشین با رویکردهای جدید، فعالیت های خود را پیگیری می کند در انتظار خواندن آثار و شنیدن فکرهای شما در گروه هستیم و حضور شما باعث دلگرمی ماست با بهترین آرزوها

پدر ادبی درود : آمدم هرچه در زدم در را باز نکردی گویا خانه بنودی چه کنم نصیب این است که همیشه با در بسته روبرو میشویم

پیدا

مثل همیشه قشنگ بود[گل]