۱۹ اسفند ، سالروز تولد مریم ساقه شکسته ما

 

عروس چمن مریم تابناک

گرو برده از نو عروسان خاک

که او را به جز سادگی مایه نیست

نکو روی محتاج پیرایه نیست

به رخ نور محض و به تن سیم ناب

به صافی چو اشک وبه پاکی چو آب

به روشندلی قطره شبنم است

به پاکیزگی دامن مریم است

چنان نازک اندام و سیمینه تن

که سیمین تن نازک اندام من

سخنها کند با من از روی دوست

ز گیسوی او بشنوم بوی دوست

به رخساره چون نازنین من است

نشانی ز ناز آفرین من است

بود جان ما سرخوش از جام او

که ما را گلی هست همنام او

گل من نه تنها بدان رنگ وبوست

که پاکیزه دامان پاکیزه خوست

قضا چون زند جام عمرم به سنگ

به داغم شود دیده ها لاله رنگ

به خاک سیه چون شود منزلم

بود داغ آن سیم تن بر دلم

بهاران چو گل از چمن بر دمد

گل مریم از خاک من بر دمد

نوازد دل و جان غمناک را

پر از بوی مریم کند خاک را

                             (  رهی معیری  )

 

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهريور

اسپنددخت نازنينم به زيبايی و به جا یاد مريم زيبا و با احساس را و روز تولدش را نقش زدی فدات که هميشه حق مطلب را ادا می کنی .متشکرم

شهريور

خدا يا به خواهر نازنينم که برای همه ما مادری مهربان است وبه آقای تاجيک که پدر عزيز همه ما ميباشد و هميشه منبع عشق ومحبت به همه اهل خانه پدر هستند وهانيه صبور و زيبايم ورضای عزيز که آرامش دهنده همه خانواده می باشد صبر واجر عطا کن .درد آنقدر سنگين است که تاب تحملش فقط به لطف خدا ممکن است .خدايا به ما طاقت وتحمل عطا فرما

مازنی پاپلی

با آوردن اين شعر زيبای رهی خاطات زيادی در ذهنم بیدار شدند . چه روزهای قشنگی بود عشق و احساس و زیبائی . ( پر از بوی مریم کند خاک را ) ممنون از شعرت.

خانه پدر

عزيزم ، از اينکه مثل يک پروانه زيبا ،به خانه پدر سر ميزنی ممنونيم . هميشه با آمدنت خوشحالمان ميکنی

شهريور

دختربچه زيبايی با مو های سياه وچشم های درشت و گيرا و صورتی به روشنی زيبايی مهتاب هر کجا می برديش مردم می گفتند اين دختر زيبا را بيرون از خانه نياوريد چشم می خورد و ما نمی دانستيم که دست زمانه چه زود او را از ما می گيرد چه کسی تو را چشم زد ؟چه کسی آهی کشید ؟ خدايا چه حکمتی بود که اين چنين داغدامان کردی ؟البته که حق آن است که تو فرمايی........ولی به قدر همه آب های اقيانوست دلم گرفته و فريادم مريم را صدا ميکند نازنينم چرا بی نوبتی کردی ؟و همه ما را جا گذاشتی؟خدا به مادر و پدرت صبر دهد که درد سنگينی است

مهرناز

الهه

مريم نازنينم روحتان شاد باد

شهريور

مريمم تولدت در حالی که حتی نمی توانيم صورت زيبايت را ببوسيم مبارک در حالی که نمی توانيم صدايت را بشنويم مبارک در حالی که نمی توانيم بدانيم در چه حالی مبارک .مريم جان چه زود ما را جا گذاشتی و دوان دوان سوی خدا رفتی يادت پايدار وروحت شاد

فروردين

مريم قشنگم مريم نازنينم تولدت بر همه ما مبارک بود ....ولی نمی دانم چرا دست روزگار با ما چنين کرد وتو نازنينم در حالی که غنچه ای باز نشده بودی چنان پر پر کرد وداغ بزرگی بر دل همه ما گذاشت دلم برايت تنگ شده می خواهم روی مرمريت رات ببوسم وبگويم تولت بر همه ما مبارک بود کجا رفتی نازنينم تولت مبارک

ديداد

....بياد مريم ما....