معرفی کتاب( کیمیاگر)

 

 

 

 

نویسنده : پائولو کوئلیو  
مترجم: آرش حجازی  
موضوع: رمان خارجی  
انتشارات : کاروان

تاریخ چاپ: 1379 

 
داستان بلند کیمیاگر که در سال های اخیر جهان را افسون کرده است، در واپسین سال های
سده بیستم، پدیده ای جهانی شده است. داستان چوپان جوانی که به دنبال رویائی مکرر، زندگی روزمره خود را کنار می گذارد و به سوی گنجی نهفته در میان شنزارهای پهناور افریقا می رود و در این سفر، با معنای هستی و افسانه شخصی و اکسیر اعظم و خودش روبه رو می شود و با سراسر کائنات پیوند می یابد.
این کتاب که تا کنون در بیش از یکصد کشور، زندگی آدمیان بسیاری را دگرگون کرده است، اینک با تابلوهای رنگی مبیوس، نقاش فرانسوی، مصور شده است
کیمیاگر داستانی است براساس حکایتی از مثنوی مولانا: حکایت آن شخص که خواب دید که آنچه می طلبی از یسار به مصر، وفا شود. آنجا گنجی است در فلان خانه. چون به مصر آمد کسی گفت: من خواب دیده ام که گنجی است به بغداد… آن شخص فهم کرد که آن گنج در مصر گفتن، جهت آن بود که مرا یقین کنند که در غیر خانه خود نمی باید جستن ولیکن این گنج، یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود. (مثنوی، دفترششم)

******

...کیمیاگران این کار را انجام می دهند. نشان می دهند که وقتی می کوشیم از آنچه هستیم

 

بهتر باشیم، همه چیز پیرامون ما نیز بهتر می شود.

 

خورشید پرسید :(( و چرا می گویی که من عشق را نمی شناسم؟))

 

_(( چون عشق نه هم چون صحرا ایستا ماندن است ونه هم چون باد جهان را پیمودن ، و

 

نه هم چون تو نگریستن به همه چیز از دور، عشق نیرویی است که روح جهان را استحاله

 

می بخشد و بهتر می کند....

 

 تا زمانی که عشق بورزیم ، همواره آرزومندیم  بهتر از آن باشیم که هستیم.))

 

صفحه 228

/ 8 نظر / 16 بازدید
ارغوان

بسیار لذت بردم ! سپاس ...[گل]...

ميله بدون پرچم

سلام نمي دونم چرا نسبت به كوئيلو هميشه گارد داشتم! عجالتاً فقط 11 دقيقه اش را خواندم. كيمياگر رو هم همون سالهايي كه مد شده بود براي خواهرم هديه گرفتم ولي باز خودم نخوندمش!

مهدی نادری نژاد

با سلام چندین سال پیش این کتاب را خواند بودم. کتابی است که رنگ وبوی عرفان شرقی دارد و بسیار تحت تاثیر عرفان ایرانی است.

مهرداد

بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست / از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی ، تو خود اویی یه خود آی این اشعار زیبای مولانا نشون میده که خدا رو تو وجود خودش پیدا کرد. این آقای کوئیلیو از مولانای ما الهام میگیره اونوقت میگه چون فوتبال ما قوی تره پس فرهنگ و ادبیات ما هم غنی تره؟!!![متفکر]

رضا کرمی

سلام وبلاگ ((ذهني پر از سوار))پس از مدتها با سه غزل به روز است چشمه ...... ماهيان ماه مرا با خود از اينجا مي برند چشمه اي هستم که روحم را به يغما مي برند کوزه ها آبي تر از هر روز ....من بي تاب تر دختران داغ مرا با خود به صحرا مي برند ----------------------------------------------- درد سر...... زلف رها در باد با خود درد سر دارد از حال من ، هم باد ، هم باران خبر دارد دستي تکان دادي و قلبي جا به جا کردي آتش نمي کارد کسي تا شعله بر دارد ------------------------------------------------- عقل و عشق...... عقل اين طرف عشق آنطرفتر مي خرامد هرکس به زعم خويش بهتر مي خرامد اين عقل از احوال عشقم بي خبر نيست عمريست اين ديوار با در مي خرامد

http://iranpoetry.org

سلام دوست عزيز وبلاگ بسيار زيبايي دارين اگر مايل باشيد در وبسايت بزرگترين گروه شعر ايران به جمع دوستانتان بپيونديد منتظراتون هستيم تشريف بيارين خوشحالمون ميکنين باتشکر http://iranpoetry.org

پیدا

افسون میکند انسان را[تعجب]

شمس الدین رجبی

سلام وبلاگ شما را با نام مصدق لینگ کرده ام اگر نیاز به توضیح داشت دربخش نظرات برایم بنویسید متشکرم.