رابیند رانات تاگور

                 
پِی در پِی با دستان دراز شده
به درگاهت می آیم و تقاضای بیشتر و بیشتر دارم ...

بخشیدی و بخشیدی تو به من .
گاهی بسیار اندک .
گاهی به فراوانی
...

بعضی را برداشتم ، و برخی دیگر را رها کردم ؛
برخی بر دستانم سنگینی می کرد و برخی را به بازی می گرفتم ،
تا وقتی خسته می شدم و آن ها را می شکستم ،
تا وقتی که تکه ها و انباشته های هدایای تو بسیار وسیع شد و تو را پنهان کرد ،
و این چشم داشتِ بی وقفه قلب مرا بیشتر از جا کند
...

"
بِبَر ، آه بِبَر " اکنون فریاد من شده است ...

دستانم را بگیر ؛ بیرون بکش مرا از درون انبوه هدیه هایت و به سوی بی کرانی عریان حضور خالیت هدایت کن ...
/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمنه

متن بسيار زيبايی است خيلی لذت بردم

ديداد

پيام

متن شما هم زيبا بود مثل هميشه ... موفق باشی يه کتاب از رابیند رانات تاگور بهم معرفی کن !

خانه پدر

پيام عزيز ، از توجه شما ممنونيم . برای آشنائی با آثار تاگور به اين سايت مراجعه کنيد . http://beta.tebyan.net/index.aspx?pid=20192

فرید

مصائب را مانند لباسهایتان،‌با کمال بی اعتنایی تحمل کنید

فرید

مصائب را مانند لباسهایتان،‌ با کمال بی اعتنایی تحمل کنید ویلیام شکسپیر

مطرب

آدمهای معمولی مثل من درست است که از خدا آنقدر هديه گرفته اند که هديه دهنده را فراموش کرده اند اما اگر خدا يکی از آن همه هديه اش را از آنها بگيرد ؛فقط يک هديه را ؛ دادو فريادشان در می آيددرست مثل کودکانی که مقدار زيادی اسباب بازی جلوشان هست اگر بابا يا مامان يا هرکس ديگه فقط يک عدد از آنها را بردارد اشک و دادشان در می آيد .البته عاشقانی مثل تاگور از زيادی هدايا دادشان در می آيد که مبادا هبه کننده را فراموش کنند . من می گويم خدايا هديه هايت را ازمن نگير اما قدر ناشناسی را ازمن بگير !

نينا شفيعی

با سلام بسيار بسيار زيبا ارام بخش من همين نوشته های تاگور است . پژوای صدای ماست که برماست.

فروردين

فريد عزيز خوش امديد از بيان زيبای نظرتان موافقم مطرب عزيز