شکوه شکفتن

 

 چندشاخه نرگس با طراوت توی دستهایش ، موهای سیاهش کناره های صورتش ریخته

بود، توی چشمهایش که مستقیم از بنجره به بیرون خیره شده بود انتظار دیدن شکوفه های

نورس بود و گرمای دوباره خورشید، چشمش که به بنفشه های توی حیاط افتاد از

خوشحالی لبخندی زد و هرم نفسهایش شیشه بنجره را مه گرفته کرد توی تصویر مه گرفته

دوباره نگاه کردم خودم بودم با چند شاخه نرگس تازه و انتظار غنچه های نوروزی...

خیلی وقت بود که به آیینه نگاه نکرده بودم

 

/ 8 نظر / 11 بازدید
شبهای الموت

[گل]سلام ایشالا صد سال شاهد شکوفه های نوروزی باشید با دلی شاد

فرشته مهر

[گل]

شعر قم

با سلام . وبلاگ شعر قم به روز شد منتظر حضورتان هستيم

حسین.ر

سلام / ساده و صمیمی والبته زیبا / دست مریزاد/ به من هم سر بزن /ممنون

علی رشوند

سلام تشبیه جالبی از انتظار بهار نگاشتید . انسان کیست : یک منتظر اگر انتظار اززندگی رخت ببندد . انسان چه چیزی را می تواند جایگزینش کند. جواب هیچ چیز هیچ چیز به برازندگی "قامت خوش انتظار" زندگی را زیستن را ناب وزیبا نمی کند هیچ چیز به درخشندگی بارقه انتظار شب های تارزندگی را رونق نمی بخشد انتظار ......