پشت دریا ها

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
 که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
و
دل از آرزوی مروارید
 همچنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
 می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
 همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
 دور باید شد دور
مرد آن شهر
اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آینه تالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد
چاله ابی حتی مشعلی را ننمود
 دور باید شد دور
 شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
پشت دریا ها شهری است
 که در
آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله به یک خواب لطیف
خاک   ؛  موسیقی احساس ترا می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریاها شهری است

 که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است


 شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
پشت دریا ها شهری است
 قایقی باید ساخت

 


 
                                                                         ( سهراب سپهری )

/ 7 نظر / 7 بازدید
علی رشوند

سلام خانه پدر شلوغ و مملو از مهمان و پايدار

مطرب

سلام به فرزندان خانه پدر شاد و سر بلند و پيروز باشيد . از اسپندخت عزيز ممنونم که احوالی از من پرسيده است. بايد عرض کنم بعضی از اين پزشکها برای آدمها مريضی می تراشند البته نه همه آنها .به پزشک ديگری که مراجعه کردم گفت هيچ کارت نيست . گدايان بهر روزی کودک خود کور می خواهند طبيبان جمله مخلوق را رنجور می خواهند هميشه مرده شويان راضيند بر مردن مردم بنازم مطربان را خلق را مسرور می خواهند. شاد و پيروز باشيد .

اسپنددخت

از حضور شما در خانه پدر ونيز شنيدن خبر سلامتي شما دوست بزرگوار ممنون و خوشحاليم .سر سبز سر سبز باشيد ( كه هستيد)

بهمنه

از شعر های قشنگی که انتخاب ميکنی خيلی ممنون و بسيار لذت بخش است

بهمنه

ديداد جان ايميل ادرسم را که خواسته بودی نوشتم bahmaneh_gh@yahoo.com منتظر عکسهای قشنگت هستم

اتوسا

شهريور

از مطرب عزيز ممنون که هميشه به خانه پدر سر می زند و از اينکه حالشان خوب است خيلی خوشحاليم