تاریخچه نوروز

               

آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه می شد .  ولی پس از مدتی ،  تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو تلقی می کردند . در جشن  اول که به هنگام  آغاز فصل گرما  یعنی به هنگامی که گله ها را  از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این ایام گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به نحوی که اکنون بر ما معلوم نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند .
عید نوروز شش روز متوالی دوام  داشت و در این روزها ،  سلاطین بار عام می دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتیب  می پذیرفتند و به حاضران  عیدی می دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمی خواستند ،  به کنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . صبح قبل از آنکه کلامی  گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.
اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشید  نیز به حیات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله های یونانیان ، اعراب ، ترکها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت کرد که مهم ترین  جشن  فرهنگی  میلیون ها  ایرانی است که در درون ایران  زندگی می کنند.

/ 6 نظر / 6 بازدید
فروردين

نوروز : مرا بياد کودکيم ولباسهای نو بوی کفش های چرمی که در کنار جورابهای نو با لای سر ميگذاشتم به امید صبح بهاری که پولهای نو رابابااز لای قران به ماعیدی می داد وبه نوبت برای تبريک گفتن سال نو در ظبط سوت بزرک فلیپس به یادگار به نوبت می نشستیم وبه یکدیگر تبریک می گفتیم ان روزها گرامی باد.............

الهه

شهريور

چه زيبا و آرام می آيد .چه لطيف و خوش بو ميآيد .چه مهربان و صميمی می آيد تولدت مبارک (۱۳۸۶)

مهری

ستاره نازماز نقاشی قشنگت ممنون .فدای دست های کوچو لوت

شهريور

الهی که قربون آندستهای کوچکت که نقاشی به اين خوشگلی کشيده ای .فدات شم

مهرناز