ضیافت

با یک تلفن غیرمنتظره از دوستی که 29 سال قبل

 با هم دریک کلاس و مدرسه بودیم زندگی من برای چند روز شده بود تکرار خاطرات.

از 14 تا 18 سالگی و تمام دوران دبیرستانم دوستان خیلی خوبی داشتم

که بعد از اتمام آن دوره همدیگر راندیده بودیم .

یکی از آنها همتی کرده بود و درفاصله زمانی نسبتا کوتاهی همه را پیداکرده

و دریک روزخاص بعد از 29 سال مهمان کرده بود.

روزی فراموش نشدنی درزندگی من

حدود 12 نفر بودیم . همه همسن ولی درشیوه زندگی متفاوت .

وقتی سال آخر دبیرستان از هم جدا شدیم

انقدرشبیه هم بودیم که به سختی میشد ما را از هم تشخیص داد

 ولی حالا...

 
هرکدام بنا به طبع و سلیقه و البته

بنا به شیوه همسر و همراه زندگیش انسانی شده بود متفاوت از بقیه ،

 این از نگاه اول و حتی درظاهر یکایک ما محسوس بود.

 
جالب اینکه هیچکدام همدیگر را نشناختیم

و بدون استثنا موقع ورود باید خودمان را معرفی می کردیم.

به شوخی گفتم باید مثل کلاس اولی ها اسم و فامیلمان را روی لباسمان نصب می کردیم.

بعد از معارفه! یکی پیشنهاد کرد به ترتیب هرکدام از این تقریبا سی سال گذشته

به بقیه اطلاعاتی از خودش بدهد و برای بقیه بگوید چه کرده و چه شده؟

 تفاوت مسیربسیار زیادبود

یکی مدیر حوزه علمیه خانمها بود ، دیگری مدیر موسسه زیبایی و لباس عروس،

یکی موسسه خیریه ای را اداره می کرد و دیگری مسئول گزینش اداره ای دولتی..

یکی معلم و دیگری بازاری و

بعضی ها خیلی بزرگ شده بودند

بعضی ها فقط پیر شده بودند ولی هنوز کودک بودند

 
بعد از مدتی گفتگو به دو نتیجه مهم رسیدم

اول اینکه ما آدمها ذات و فطرتی عوض نشدنی داریم

 چنانچه دوستانم دررفتار و شخصیت دقیقا مثل قبل بودند ولی  پخته تر .

 
دوم اینکه چقدرانتخاب همسر و رفیق راه

دررسیدن به آرزوهای ما وهمچنین رشد شخصیت اهمیت دارد

و از همه مهمتر این سوال

که از آن روز تا کنون مرتب از خودم پرسیده ام

(( دراین سی سال چه کرده ای و چه شده ای؟))

.........

نکته:وقتی دردقایق آخر ازهم جدا میشدیم

و همه شماره های موبایل همدیگر را یادداشت می کردند

درحالیکه خداحافظی می کردم گفتم شماره را دادم ولی

 حرفهای بی معنی و جوک سیاسی نفرستید که جواب نمیدم

یکدفعه همه با تعجب پرسیدند چرا؟!

 

 

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا

سلام زمان در زمین ! یعنی : جهان در کمین ! حدود 1345 ضرب المثلی ترکی استانبولی از یکنفر شنیدم که هنوز هم اصل آن را پیدانکرده ام . مفهوم فارسیش این بود که : « تو براي خودت بگرد ، دنيا هم براي خودش مي گردد ، دنيا برنده است ! » . به هم مي رسيم ؛ دوباره از هم دور مي شويم و گاه براي هميشه ! به اين مي گويند جبرتاريخ كه از ابن خلدون گرفته تا اشپينگلر و توئين بي به آن توجٌه كرده اند ؛ امٌا براي عبرت گرفتن ! ؛ گرچه هر انساني هم جزئي از اين جهان است و تابع يك قاعده كلٌي : حاصل عمرم سه سخن بيش نيست خام بدم ، پخته شدم ، سوختم ! امٌا اين يك حاصل در طول است و نه در عرض . دلم ميخواست براي عرض تاريخ و عمر هركسي اين را بنويسم كه : ما براي وصل كردن آمديم ني براي فصل كردن آمديم

فرزاد

سلام ، به روزم و مشتاق نگاهی...

s

سلام... خوبی؟ منو دوستم یه وب زدیم...خوشال میشم بهمون سر بزنی.اگه خواستی تبادل لینک کنیم مارو با عنوانمون بلینک لطفا و بگو با چه اسمی بلینکیمت...ممنون[قلب]

Ali Soleimani

سلام داغ آن شب که سيب دزديديم ، همچنان پشت دست من مانده ترکه ي باغبان رسيد به من ، خنده ي باغبان رسيد به تو با غزل و چند ياددداشت به روزم و متظار نظرات شما با سپاس - امير علي سليماني

Ali Soleimani

سلام داغ آن شب که سيب دزديديم ، همچنان پشت دست من مانده ترکه ي باغبان رسيد به من ، خنده ي باغبان رسيد به تو با غزل و چند ياددداشت به روزم و متظار نظرات شما با سپاس - امير علي سليماني

در سراشیبی صبح

با سلامی دیگر بار پس از یکسال دوری از دوستان ارجمند! ضمن تبریک این روز فرخنده به نکات بسیار مهم و قابل تاملی اشاره فرموده اید. و تایید نهایی این ضرب المثل معروف که می گوید: از کوزه برون همان تراود که در اوست. و پس از ازدواج اگر همسری قادر باشد کوزه را کاملا خالی و با تعالیم و خلقیات ویژه ی خود پر کند ، دیگر باید ظرف را رها و مظروف را مشاهده نمود. در خانه ی بی ریای برهانم پذیرای شما خواهر عزیز و دوست داشتنی هستم. با احترام: م.ن.پروا

شبهای الموت

من عاشق اینجور مهمونیهام . آفرین به اون دوستتون که اینکارو کرد. دقیقا آدما از کودکی تا پیری شخصیتشون زیاد فرق نمیکنه فقط نرم افزارایی که رو اون شخصیت نصب میکنن فرق میکنه

پیدا

چندی پیش مطلبی در این باره نوشته بودم. مربوط به ملاقات با همکلاسیهای دوران دبیرستان بود که ثبت موقت کردم و دیگر به دید همگانی نگذاشتم. اما من هم مدتی است از خود می پرسم این چند دهه چه کرده ام.