مرگ باورها

((...در عصر مرگ باورها، من تو را باور دارم

و این از دوستت دارم کلامی بالاتر و عاشقانه تراست...))

نامه را می بندم و روی میز رها می کنم

این نامه مخاطبی نخواهد داشت

 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلیل شعاع

باور داشتن یه انسان دیگه فکر زیبایی داشت ممنون خانم قائینی عزیز[گل]

عليرضا

سلام جنگ بین دل و مغز ، احساس و عقل ، عشق و منطق ، جنگي است بي پايان ! : گروهي اين ، گروهي آن پسندند . امٌا عجبا ! كسي كه عشق را انتخاب مي كند بر اساس عقل انتخاب مي كند ؟!!! .

علی رشوند

عصرمرگ باورها چه اسفناک عصری است اما ایمان شاعربه به همان یکدانه باور خود معجزه ای شگرف است دربرهوت آدم نماها

aba

باسلام. در وبلاگ اوانک منتظرتان هستم. اوانک،نگین پنهان الموت avanak.blogfa.com

شبهای الموت

هم عکستون تکه هم جملتون. باز یک هفته غیبت دارین. هرچند این مطالب کوتاهو پر محتواتون ارزش یکماه تامل کردنم داره و حیفه زود یک مطلب دیگه جایگزینش بشه. شاد و سربلند باشید

عليرضا

او يكي گل ، تو یکی گل ، و گلستان هستید دست از عشق مداريد ! به بستان هستيد من مرگ باورها را باور ندارم ، چون هردوي شما را باور دارم ! و اين ، حقيقتي است كه باور از عشق فراتر است ... و حتي عشق را در بر مي گيرد : اقيانوسي است از اعتقاد براي شاه ماهي عشق

پیدا

یعنی حتی من؟! استاد مرا ببش یک لحظه لوس شدم[خجالت]