خانه پدر

                                     

ای معلم دشت سرخ عاطفه ، با تو می شد غنچه ها را ناز کرد

با تو می شد سبز همپای نسیم ، تا فراسوی افق پرواز کرد

میتوان با هر نگاه آبی ات ، عکس زیبای شقایق را کشید

میتوان با هجی آرام تو ، شادمان تا شهر پیچک ها دوید

با تبسم های گرمت میتوان ، به تمام یاسها لبخند زد

با نسیم پاک یادت میتوان ، عشق را با هر دلی پیوند زد

در تپش های دل هر غنچه ای ، هر زمان و هر کجا رویای توست

مرحم زخم تمام یاسها ،قطره احساس از دریای توست

ای معلم

دشت سرخ عاطفه ،

با تو میشد یک شقایق را سرود

دوستت دارم ز اعماق وجود

بر تو صد ها شاخه گل ، صدها درود

( مریم حیدر زاده )

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٢ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin