خانه پدر

                            

.....این کودکان ، فرزندان شما نی اند . آنان پســـران و دخـــتران اشتیاق

حیاتند و هم از برای او . از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند،همراهیتان

کنند ، اما از شما نباشند . به آنان عشق خود توانید داد اما اندیشه خود را

هرگز ، که ایشان را افکاری دیگر به سر است . جسمشان را مــــاوائی

توانید داد ، اما روحشان را نه ، که روح آنان ساکن خانــه های فرداست

و دیدار فردا بر شما میسر نگردد. حتی در رویاهایتان . شـــما را شــاید

تلاشی سخت که همسان آنان شوید اما زهی خیال باطل که ایشــان

را به گونه خویش در آورید ، که زندگانی واپس رود ، نه در انتظار دیروز

درنگ کند . وباری شما چون کمانید که اولادتان همچون پیکــــان هائی

سرشار از زندگــی از آن رها شوند و به پیـــش روند و تیرانداز ، نشانه

را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامــــتان خمیده شود.

که تیرش تیز تر رود و در دشت نشیند پس شادمان می بایدتان ، چون

او هم شـــفیق تیرست که میرود و هم رفــــــیق کمان که می ماند .

                                                      ( جبران خلیل جبران )

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۸ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin