خانه پدر

 

عروس چمن مریم تابناک

گرو برده از نو عروسان خاک

که او را به جز سادگی مایه نیست

نکو روی محتاج پیرایه نیست

به رخ نور محض و به تن سیم ناب

به صافی چو اشک وبه پاکی چو آب

به روشندلی قطره شبنم است

به پاکیزگی دامن مریم است

چنان نازک اندام و سیمینه تن

که سیمین تن نازک اندام من

سخنها کند با من از روی دوست

ز گیسوی او بشنوم بوی دوست

به رخساره چون نازنین من است

نشانی ز ناز آفرین من است

بود جان ما سرخوش از جام او

که ما را گلی هست همنام او

گل من نه تنها بدان رنگ وبوست

که پاکیزه دامان پاکیزه خوست

قضا چون زند جام عمرم به سنگ

به داغم شود دیده ها لاله رنگ

به خاک سیه چون شود منزلم

بود داغ آن سیم تن بر دلم

بهاران چو گل از چمن بر دمد

گل مریم از خاک من بر دمد

نوازد دل و جان غمناک را

پر از بوی مریم کند خاک را

                             (  رهی معیری  )

 

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱٢/۱٧ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin