خانه پدر

                                     

چنان دیدم دوش که خداوند جهان را شست
در بارش لطیف آسمانی خویش
و بامداد جهان را در آفتاب گستردتا خشک شود
هر تیغه باریک علف را شستشو کردو هر درخت لرزان را
و رگبارهایش رابر تپه ها فرو بارید و دریای مواج را جاروب کرد
گل سفید سفید تر شدگل سرخ سرختر شد
زیرا خداوند

چهره های عطر آگین همه را شست و در خواب کرد

هیچ پرنده ای نیست و هیچ زنبوری
 که پرنده ای پاک تر
و زنبوری پاکیزه تر نشده باشد
چنان دیدم
که خداوند جهان را شست
ای کاش مرا نیز می شست
و غبار آلودگیم را می زدود
و مانند آن سپیدار کهنسال
پاک و شفاف و درخشان می کرد


                                      William L.Stidger

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٤ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin