خانه پدر

 

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سو سوی، امیدی کمرنگ

زندگی باید کرد

گاه با غزلی ازاحساس

گاه با خوشه ای از عطر گل یاس

زندگی باید کرد

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد

گاه با سایه ابری سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید روئید

از پس آن باران

گاه باید خندید

از غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم

روزگارت آرام

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٤ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

 

این روزها یکی از زیباترین برگهای تقویم را ورق میزنیم

به جشنواره اقاقیا میرسیم .

 آنجا که اقاقیا نه اینکه میشکفد ، میتراود

 اززمین و آسمان میبارد.

خوشه های رنگین از هردیوار و روزنه ای به سر و روی رهگذران عطر بهشت میپاشند

و نیز فرشی از رنگهای لطیف و شفاف میگسترانند .

هیچ ماهی به اندازه اردیبهشت که به حق نام بهشت گرفته

دل و دیده را به مهمانی زیبایی ها نمیبرد .

دریچه ای که  گویا نمونه ای از شاهکارهای رنگ و عطرست .

 باید دل را به کوچه  های فرش شده از اقاقیا برد

 و از رنگ تعلق های پوشالی خالی کرد

پرشد از معنا و خلوص و طرافت.

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin