خانه پدر

 

آنکه درتندباد روزهای زندگی

شجاعت پذیرفتن مسئولیت کسانی غیر از خودش را دارد

کسی که نه تنها درجمع بلکه درخلوت خودنیز

فرصت شکستن و تهی شدن را ندارد

آنکه کوه صبرست برای تکیه کردن ، سایه دادن و به قله رسیدن

با این حال به دنبال آن لحظه ایست

که سر بر دامن پر مهری بگذارد و یک عمر تنهاییش را زار بزند...

آفرینش باشکوهیست بنام مرد

 

***

این روز را به همه شما نیکو سرشتان تبریک می گویم

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٥ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

ای شاه شاهان جهان، اللّه‏ مولانا علی

ای نور چشم عاشقان، اللّه‏ مولانا علی

خورشید باشد ذره‏ای از خاکدان کوی تو 

دریای عمّان شبنمی، اللّه‏ مولانا علی

ای رهنمای مؤمنان، اللّه‏ مولانا علی

 ای سِرّ پوش غیب‏دان، اللّه‏ مولانا علی

تو حاکم هفت اختری، هم سالکان را رهبری

هم مؤمنان را غم‏خوری، اللّه‏ مولانا علی

ای مرغ خوش‏الحان بخوان، اللّه‏ مولانا علی

تسبیح خود کن بر زبان، اللّه‏ مولانا علی

مجموع قرآن مدحتش، حمد و ثنا و عزتش

نام بزرگی خدمتش، اللّه‏ مولانا علی

ای بنده شیرین‏زبان، از دیو گر خواهی امان

هر دم برآور تو ز جان، اللّه‏ مولانا علی

« مولوی »

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۱ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

 

 

 

  

حُسن باران این است

که زمینی ست، ولی

آسمانی شده است

و به امداد زمین می آید...

 

 

 

 

 

«مجتبی کاشانی»

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٥ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط قائینی نظرات ()

 

 

 

 

نویسنده : پائولو کوئلیو  
مترجم: آرش حجازی  
موضوع: رمان خارجی  
انتشارات : کاروان

تاریخ چاپ: 1379 

 
داستان بلند کیمیاگر که در سال های اخیر جهان را افسون کرده است، در واپسین سال های
سده بیستم، پدیده ای جهانی شده است. داستان چوپان جوانی که به دنبال رویائی مکرر، زندگی روزمره خود را کنار می گذارد و به سوی گنجی نهفته در میان شنزارهای پهناور افریقا می رود و در این سفر، با معنای هستی و افسانه شخصی و اکسیر اعظم و خودش روبه رو می شود و با سراسر کائنات پیوند می یابد.
این کتاب که تا کنون در بیش از یکصد کشور، زندگی آدمیان بسیاری را دگرگون کرده است، اینک با تابلوهای رنگی مبیوس، نقاش فرانسوی، مصور شده است
کیمیاگر داستانی است براساس حکایتی از مثنوی مولانا: حکایت آن شخص که خواب دید که آنچه می طلبی از یسار به مصر، وفا شود. آنجا گنجی است در فلان خانه. چون به مصر آمد کسی گفت: من خواب دیده ام که گنجی است به بغداد… آن شخص فهم کرد که آن گنج در مصر گفتن، جهت آن بود که مرا یقین کنند که در غیر خانه خود نمی باید جستن ولیکن این گنج، یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود. (مثنوی، دفترششم)

******

...کیمیاگران این کار را انجام می دهند. نشان می دهند که وقتی می کوشیم از آنچه هستیم

 

بهتر باشیم، همه چیز پیرامون ما نیز بهتر می شود.

 

خورشید پرسید :(( و چرا می گویی که من عشق را نمی شناسم؟))

 

_(( چون عشق نه هم چون صحرا ایستا ماندن است ونه هم چون باد جهان را پیمودن ، و

 

نه هم چون تو نگریستن به همه چیز از دور، عشق نیرویی است که روح جهان را استحاله

 

می بخشد و بهتر می کند....

 

 تا زمانی که عشق بورزیم ، همواره آرزومندیم  بهتر از آن باشیم که هستیم.))

 

صفحه 228

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

 

آنکه  به هر خسته ای امید بازگشت به خانه را میدهد

دست مهربانی که نوازش گر روزهای غمگین زندگیست

دامن پرمهری که دوای همه دردهای بی درمانست

چراغ روشن انتظار کنار پنجره خانه

تسبیح دعا و آب روشن بدرقه راه زندگی

قلبی که برای دیگری ولی در سینه خودش می تپد

آرامشی که همیشه آغوشی خدایی دارد

گلی که عطر و بوی بهشتی دارد

تنها نمونه عشق خدا روی زمین...

تویی بانو

چه مادرباشی و یا نه

برای زن بودنت شایسته تقدیر و ستایشی

روز زن مبارک

 

****

تقدیم به مادرم

دخترم و خواهران و دوستان عزیزم

و نیز مادرو همسر شما دوستان گلم

که خواننده این سطور هستید

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin