خانه پدر

به همه ایرانی هایی که دراین لحظه بیاد ماندنی اشک شوق ریختند تبریک می گویم

سلام به مردمِ خوب سرزمینم.

 در این لحظه بسیاری ایرانیان سرتاسر جهان دارند ما را نگاه می کنند.

فکر می کنم آن ها بسیار خوشحال اند.آن ها تنها به خاطر این جایزه ی مهم

یا یک فیلم یا فیلم ساز خوشحال نیستند.

 

آن ها خوشحال اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ

و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می شود،

این جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است.

یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست

پنهان مانده است.

من با افتخار این جایزه را تقدیم مردم سرزمین ام می کنم.

مردمی که برای همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام قائل اند

و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند .

 

" اصغر فرهادی " 

~~~~~~~~

 متن زیر از وبلاگ بهارانتخاب شده :

جدایی نادر از سیمین شاید لذت بخش ترین جدایی باشد که برای لحظه ای ما ایرانیان را در وجه اشتراکی لذت بخش درگیر می کند به عبارتی یک جدایی که وصلی شیرین در پی دارد بی اندک هزینه ای که گاهی برای طلب شادی در وحدت ملی پرداخت کردیم که جامعه متکثر ما مثل همیشه شدیدا به ان نیازمند است  پیروزی یا هرچه که می خواهی اسمش را بگذارید این اتفاق هم چیزی شبیه  لذتی ست که از رقابت نفس گیر  در بازی فوتبال  برابر استرالیا نصیب ما شد و جشن شادی را در همه ایران به ارمغان آورد بعد از هشت سال جنگ تحمیلی و کشمکش های جانسوز و غم انگیز سیاسی و ما چه نیاز عمیقی به این همه لحظات فرح بخش داریم بویژه حالا که در آستانه نوروز هستیم که خود یک جشن خدادادی برای وحدت همه ایرانیان است.در جهانی زندگی کردن که بار حوادث تلخی ست که از طبیعت و آدمی می بارد آنگاه در این شرایط به عنوان ملتی که از بی شمار مسیر های سخت گذشته به آرامش شیرین یک جشن در میدان فوتبال و یا سینما برسد قابل توصیف نیست ...ایران برای همه ما باید فرشته ای  زیبا باشد که زمانیکه لبخند می زند دل و جانمان فرو بریزد که ایران خود تمثیلی ازهمه ایرانیان است که حالا از جغرافیا ی جنوب غربی اسیا هم فراتر رفته و به همه دنیا رسیده ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

 
ما را سر گلیم نشاندند وز ابتدا
 
گفتند پا درازتر از آن مبادتان
 
آن روز این گلیم
 
بر ما چو باغ بود
 
بر ما چو بیشه بود
 
بر ما زمین بی بدلی بود کاندر آن
 
کاخ شگفت خردی ما سر کشیده بود
 
آری بر این سیاه گلیمی که یک زمان
 
آن را به نام بخت به ما هدیه کرده اند
 
ما شاد بوده ایم
 
در جست و خیز و بازی خود تا کناره ها
 
آزاد بوده ایم
 
بیرون از این گلیم کسان گرم کار خویش
 
وندر میانه ما
 
غافل ز هست و نیست
 
سر گرم پای کوبی و فریاد بوده ایم
 
اینک براین گلیم
 
ما کودکان غافل دیروزه نیستیم
 
برما بسی زمان
 
هر چند بی شتاب و دل آزار رفته است
 
آری بر این گلیم
 
ما رشد کرده ایم
 
ما قد کشیده ایم
 
ما ریشه برده ایم به خاک سیاه و سخت
 
وین بخت جامه بر تن ما کوته آمده است
 
اینک شما کسان
 
خیزید چاره را
 
تا نشکنیم زیر قدم باغ فرشتان
 
بر راه ما گلیم زمان را بگسترید
                                                                  " سیاوش کسرایی "
 
~~~~~~
5 اسفند سالروز درگذشت سیاوش کسرایی
یاد و نامش را گرامی می داریم
با امید به روزی که هیچ کس درآرزوی وطن ،درغربت از دنیا نرود
 
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٥ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط قائینی نظرات ()

 

 

اول اسفند

درکنار آخرین نرگس های زمستانی و اولین بنفشه های بهاری  

همراه با نسیم زودرس نوروزی

نوید پایان سرما و به سر رسیدن انتظار ،

نزدیک سپندارمذ  ، جشن اسپندگان

47 سال قبل به دنیا آمدم.


این روز برای من یک ضیافت تکرارنشدنی درسال شده .

به این دلیل که همه کسانی که دوستشان دارم

و از عزیزانم هستند با من درتماس هستند

 امروز برایم عزیز ترین روز سال است

چون همه دوستانم را می بینم

یا صدای گرمشان را می شنوم و یا

پیغام محبتشان به دستم می رسد
 

امروز کسی را گم نمی کنم


حضورعزیزانم روزم را روشن و خاطره انگیز می کند

از همه تشکر می کنم و دوستتان دارم.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ توسط قائینی نظرات ()

Design By : Pars Skin